|
Batmaz Gunash سحرلري حياتيما دوغان و ايچيمده باتمیان گونش سن سن
| ||
|
[ 2011/6/10 ] [ ] [ Batmaz Gunash ]
لطفا بخونید تامل برانگیزه!!!!!!!
فقر ، گرسنگی نیست، عریانی هم نیست ...
نکاتی بسیار قابل تامل درباره فقر
وقتی كه رفتارهای مردم كشورهای پیشرفته و ثروتمند را تحلیل میكنیم، متوجه میشویم كه اكثریت غالب آنها از اصول زیر در زندگی خود پیروی میكنند: [ 2011/8/14 ] [ ] [ Batmaz Gunash ]
دوست دارید جای چه کسی باشید برای فهمیدن این موضوع لطفا مراحل زیر را انجام بدید:
۱ـ یک عدد از ۱ تا ۹ را در نظر بگیرید. ۲ـ عددی رو که در نظر گرفتید ضربدر ۳ کنید. ۳ـ حاصل رو به علاوه ۳ کنید. ۴ـ حاصل رو مجددا ضربدر ۳ کنید. ۵ـ حالا عددهای عدد ۲یا ۳ رقمی بدست آمده را با هم جمع کرده و از لیست اسم طرف رو پیدا کنید (مثلا۸۱ بدست میاد که باید ۱رو با ۸ جمع کنید که میشه ۹) . . . ۱:لیونل مسی ۲:انیشتین ۳:گاندی ۴:محمدرضا گلزار ۵:مهناز افشار ۶:ستارخان ۷:جنیفر لوپز ۸:پرفسور حسابی ۹:خودتان ۱۰:شهریار نتیجه: جودی گارلند گفته است، "همیشه بهترین ورژن خودتان باشید به جای اینکه ورژن دوم یک نفر دیگر باشید." با این جمله زندگی کنید. اصلاً نمیتوانیدخودتان را جای دیگری بگذارید. جای تنها کسی که میتوانید باشید، خودتان هستید. اگر خودتان نباشید، یعنی واقعاً زندگی نمیکنید—فقط وجود دارید. و از خودتان بپرسید: اگر آنچه که هستید را دوست ندارید، چرا بقیه باید دوستتان داشته باشند؟ [ 2011/7/28 ] [ ] [ Batmaz Gunash ]
True love Doesn’t Have a ……………………….. Happy Ending . . …………Because. True Love Doesn’t END
I Love you [ 2011/7/20 ] [ ] [ Batmaz Gunash ]
ای مایه ی امید، ای آرزوی دل اولیا، ای آنکه شبهای تار انبیاء به امید ظهورت رقم خورده!
ای آنکه خشم پر خروش ملکوتیان به یاد انتقامت، فروکش!
و ای آنکه پهلوان شکسته ی زهرای اطهر(س) را تو مرحم!
ای آنکه قلب شکسته ی حسن(ع) را تو درمان!
ای آنکه خون پاک شهیدان را تو منتقم!
ای آنکه بازوان به زنجیر کشیده ی اسیران را تو نوازش!
بیا!
تا شکوفه های بهاری به روی زیبای تو لبخند زند.
بیا!
تا لاله های پرشور گلستان به یاد تو تبسم کند.
بیا!
که سبزه زاران بخاطر جمال زیبای تو با طراوت شود.
بیا!
که غنچه ها به یاد تو شکوفا گردد.
بیا!
که بلبلان برای تو نغمه سر دهند.
آری بیا!
بیا که کاخ بیدادگران به دست تو ویران شود.
بیا!
که ستم پیشگان، به شمشیر انتقام تو کیفر شوند.
بیا!
که پرچم پر افتخار توحید به دست توانای تو در سراسر گیتی به اهتراز درآید.
بیا!
که عدالت،در لوای حکومت تو، بر روی ساکنان این کره ی خاکی، سایه افکند.
ای آنکه از موسی برتر! بیا!
ید بیضای قدرت الهی را از آستین ملکوتیت برون آر و چشم خیره سران عالم را خیره ساز.
بیا!
با نمایان کردن اژدهای قهر خداوندی تمام جادوی جادوگران قرن را باطل ساز و مدعیان دروغین حقوق بشر را رسوا کن.
بیا!
با فرو ریختن آتش خشم الهی بر سر ابر جنایتکاران، همه ی ستم پیشگان را در شعله های غضب خداوندی بسوزان و خاکستر آنان را بر باد ده تا مظلومان و بیچارگان و ستمدیدگان، نفس راحتی کشند.
بیا!
که با غرق کردن قافله های بیدادگران و استبداد گران در دریای طوفانی سطوت و انتقام پروردگاری، حزب حق و لشگر عدل، مسرور و خندان گردد.
بیا!
که شیفتگانت پروانه وار به اطراف شمع وجودت چرخش کنند.
بیا!
که با آمدنت، قلب رسول الله(ص) خوشحال و دل علی(ع) شاد و چشم زهرا(س) روشن شود.
میلاد مهدی موعود مبارک باد
[ 2011/7/15 ] [ ] [ Batmaz Gunash ]
امپراتریس لو، سفاک ترین، پر قدرت ترین، بی رحمترین و بزرگترین ملکهی تاریخ در نیمه دوم قرن ششم بعد از میلاد در چین تولد یافت. پدرش یکی از افسران ارشد دربار چین بود. او در کودکی بسیار زیبا بود و هنگامیکه به سن ۱۴ سالگی رسید، زیبایی اش به حدی رسید که دیگر نمیتوانست آزادانه به میان مردم رفت و آمد کند و بخاطر همین بیشتر وقتها در خانه میماند. روزی به همراه پدرش در یک جشن درباری شرکت کرد و امپراتور چین همینکه چشمش به او افتاد،از پدر لو خواست تا او را به کاخ آورد.پدر لو دستور امپراتور را اجرا کرد و از فردا لو جزو زنان امپراتور در آمد. اختلاف سنی بین لو و امپراتور باعث شد تا لوی زیبا و جوان به یک افسر جوان و زیبا دل ببندد ولی این افسر به او خیانت کرد و همین امر باعث شد که لو بیمار شود. همینکه لو از بستر بیماری برخاست، قسم خورد که نسل مردان را از روی زمین بردارد و به دنبال این تصمیم افراد خانوادهی امپراتوری تانگ یکی پس از دیگری به طرز مرموزی کشته شدند و سرانجام در ۲۵ سالگی قدرت را در دست گرفت و ده هزار نفر از ایل و تبار تانگ را در سرتاسر خاک چین به هلاکت رسانید و خود سر سلسله ی خاندان سلطنتی لو شد. او دستور داد تا شکنجه خانههای مخصوصی بسازند که در آنها پر زجرترین شکنجههای تاریخ را در مورد مردم بیگناه به اجرا میگذاردند.لو تا ۸۰ سالگی از اقدام به هر جنایت و عمل خطایی، اجتناب نکرد و در این زمان بود که از اعمال خود پشیمان شد و تمام زندانیان را آزاد کرد و از بینوایان دستگیری کرد و پس از دو سال یعنی در سن ۸۲ سالگی در حالیکه تنها آرزویش این بود که مردم از گناهانش بگذرند، درگذشت. منبع : ایران ویج [ 2011/7/5 ] [ ] [ Batmaz Gunash ]
[ 2011/7/5 ] [ ] [ Batmaz Gunash ]
پوریا پورسرخ:متولد۵۶ در تهران.دکترای فیزیولوژی گیاهی نگین صدق گویا، ۱۳۴۹ در تهران، رشته اقتصاد از داتشگاه الازهرا لاله اسکندری: متولد ۵۱ در تهران. لیسانس گرافیک فریما فرجامی: ۱۳۳۱ در تهران، فارغ التحصیل دانشکده هنرهای دراماتیک مهناز افشار: متولد ۵۶ در تهران. دیپلم تجربی بیتا فرهی: ۱۳۳۷ در تهران، دیپلم طبیعی پژمان بازغی: متولد ۵۳ در تهران. لیسانس صنایع فاطمه معتمد آریا: ۱۳۴۰ در تهران، دیپلم هنر عسل بدیعی: متولد ۵۶ در تهران، لیسانس تغذیه ساراخوئینیها: ۱۳۵۳در تهران، دیپلم روانشناسی زیبا بروفه: متولد ۵۴ در تهران، لیسانس حقوق قضایی ماهایا پتروسیان: متولد ۴۸ در تهران. لیسانس تئاتر مهران مدیری: ۱۳۴۰ در تهران، دیپلم. پارسا پیروزفر: متولد ۵۱ در تهران. لیسانس نقاشی محمد رضا فروتن، ۱۳۴۷در تهران، لیسانس روانشناسی بالینی هانیه توسلی: متولد ۵۸ در همدان.دانشجوی رشته نمایش نامه نویسی فریبرز عرب نیا: ۱۳۴۳ در تهران، فارغ التخصیل گرافیک هدیه تهرانی: متولد ۵۱ در تهران.دیپلم ابولفضل پور عرب : متولد ۱۳۴۰در تهران، لیسلتس بازیگری و کارگردانی تئاتر بهناز جعفری: متولد ۵۳ در تهران. لیسانس ادبیات نمایشی رامبد جوان: متولد ۵۰ در تهران.دیپلم چکامه چمن ماه: متولد ۵۹ در تهران.دیپلم مجسمه سازی لیلا حاتمی: متولد ۵۱ در تهران. تحصیل در مهندسی برق و ادبیات مدرن فرانسه را در سوییس نیمه کاره رها کرد مجید حاجی زاده: متولد ۵۸ در تهران.تحصیل در رشته میکروبیولوژی را رها کرد و هم اکنون تئاتر می خواند میترا حجار: متولد ۵۵ در تهران.دیپلم [ 2011/7/3 ] [ ] [ Batmaz Gunash ]
اولو تانری`نین آدی ایله گلین قیز: .... بهی اوغلان: .... سئویملی و سایین .... جنابلاری آتا آرزیسی، آنا ایستهیی اوشاقلارینین سئوینجیدیر. ایندی ایسه ایکی گنج اینسان عؤمورلرینین بو چاغیندا ال اله وئریب و بیرگه یاشاماق اوچون بیر شادلیق تؤرهنی قوروبلار. اونلارین آرزیسی سیزلرین ایشتیراکیدیر. گلین اونلارین سئوینجلرینه قاتیلاق! .... عاییلهسی .... عاییلهسی چاغ: جومعه.... ساعات ....دان ساعات .... [ 2011/6/27 ] [ ] [ Batmaz Gunash ]
یاغیش اولماق ایسته ییرم بیر داملا سو بلکه دنیز من بوغولماق ایسته ییرم بیر محبت اوجاغیندا بیر سئوگینین بیر نیسگیلین آراز تکین لال بیر .... من بوغولماق ایسته ییرم من یئنی دن بو دونیادا من تئزه دن من دوغولماق ایسته ییرم بلکه اولام من پولاتدان بیرجه زنجیر بیر جه قفس بلکه سالام یاغی لاری من ایچیمه من بوغولام من بوغولام اولام قوربان من ائلیمه ائلیم بلکه شاد یاشایا [ 2011/6/27 ] [ ] [ Batmaz Gunash ]
بزرگی
حسادت می آورد. حسادت کینه به دنبال دارد. کینه دروغ می زاید. دروغ مادر همه ی گناهان است. گناه عمل زشتی ست که از گناهکار سر می زند. [ 2011/6/18 ] [ ] [ Batmaz Gunash ]
پدر در حال رد شدن از كنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب ديد كه تخت خواب كاملاً مرتب و همه چيز جمع و جور شده. يك پاكت هم به روي بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر». با بدترين پيش داوري هاي ذهني پاكت رو باز كرد و با دستان لرزان نامه رو خوند :
[ 2011/6/14 ] [ ] [ Batmaz Gunash ]
به تهرانیه می گن با ماشین جمله بساز می گه خانوم میاین همسایه ما شین!! يه بچه خوشگله تهرانیه ريش بزی ميذاره ، گرگه مياد ميخورتش به تهرانیه مي گن مي دوني چرا روي خيابون ولي عصر اين اسمو گذاشتن ؟ مي گه:چون صبح و ظهر هيچ خبري نيست ولي عصرررررر بيا ببين چه خبره!!! تهرونیه تو خيابون داشته چش چرونی می كرده يارو يقشو ميگيره ميگه: مگه خودت خواهر و مادر نداری؟ ! ميگه:چرا. . . ولی به اين خوشگلی نيستن . به تهرانیه ميگن حال ساده را تعريف کن ،..... ميگه لب گرفتن تهرانیه به پسرش ميگه: پسرم هيچ مي دوني ناپلئون وقتي به سن تو بود، شاگرد اول كلاسش بود؟... پسر به پدر جواب داد: پدر جان هيچ مي دوني كه ناپلئون وقتي به سن تو بود، امپراتور بود؟!!!!!! تهرانیه میره مغازه کارت پستال فروشی می پرسه : آقا ببخشید یه کارت دارین که روش نوشته باشه تو تنها عشق منی؟ مغازه داره میگه : آره تهرانیه می گه : پس ۱۶ تا بدین !!! به تهرانیه ميگن از اينکه همسرت را عزيزم خطاب ميکنی چه احساسی داری ؟ ميگه: احساس گناه ! ميگن چرا ؟ ميگه آخه اسمش يادم نيست ! یه بچه تهرونی به باباش میگه : یادته به من گفتی معدلت ۲۰ بشه بهت ۲۰ هزار تومن میدم ، باباش میگه : آره ، بچه میگه پس الان ۸ هزار تومن بده ...! [ 2011/6/12 ] [ ] [ Batmaz Gunash ]
۱۰سوال از اقایون ۱-شما بعنوان مرد خانواده ، چقدر عيالتان را دوست داريد ؟! د) حاضريد يک چيزي هم بدهيد اگر هميشه قهر باشد ! ۹ - نظرتان در مورد اين جمله چيست ؟ ( مهرم حلال ، جونم آزاد ! ) الف) زيبا ترين جمله دنياست !ب) با معنا ترين جمله دنياست ! ج) خوشحال کننده ترين جمله دنياست ! د) تخيلي ترين جمله عصر کنوني است ! ۱۰ - در کل ، از زندگي با عيالتان راضي هستيد ؟! الف) اگر نباشم چيکار کنم ؟! ب) چاره اي جز اين ندارم ! ج) يک جوري داريم مي سازيم ديگه ! د) بله که راضي هستم البته تا زمانيکه بتوانم پول مهريه اش را جور کنم ! [ 2011/6/10 ] [ ] [ Batmaz Gunash ]
جدیدترین متدهای مردم آزاری ...
۱- تکه ای پهن و تاپلاله به همسایه هاتون بدید و بگید این کیک رو خودم پختم ! ۲- دانشگاه شریف قبول شید و برید دانشگاه آزاد دارقوز آباد سفلی . ۳- محض شوخی پدربزرگتونو قلقلک بدید. ۴- از بوفه ی دانشکده بپرسید جنس منس چی داری ؟خیلی خمارم. ۵- از پدرتون بخواید سر راه که میاد یه پاکت سیگار هم براتون بخره ۶- رختهاتونو روی میله اتوبوس پهن کنید. ۷- لابه لای پسته و آجیل چندتا پشگل قرار دهید. ۸- تمرینهاتونو رو کاغذ چرب و چیلی دور ساندویچ بنویسید و به استاد تحویل بدید. ۹- به جای واکس مو از روغن دمبه گوسفند استفاده کنید. ۱۰- مدادتونو با اره برقی بتراشید. ۱۱- ساعت سه شب نعره بلندی بکشید و بعد بگید کابوس دیدم. ۱۲- موقع برف و یخبندان ، با کفش اسکی خودتونو به اتوبوس شرکت واحد بکسل کنید. 13- با یه سکه پنج ریالی بروید نانوایی و بگید من ماکسی میلیانوس هستم !(اصحاب کهف) 14- یه نارنجک بندازید تو سوراخ توالت 15- از یه عرب بخواید سه مرتبه بگه "پای ژاله تو گچه" 16- به بهشت زهرا زنگ بزنید از اپراتور بخواید وصل کنه به پدربزرگ مرحومتون. 17- به پلیس 110 تک زنگ و میس کال بزنید. 18- چند کرم خاکی قاطی ماکارونی کنید. 19- به یه عرب بفهمونید که عرب مخفف "عدم رعایت بهداشته" 20- از یه مهندس عمران تکنیک های آجر پرت کنی رو بپرسید. 21- قبل از ورود به کافی شاپ یه یاالله بلند بگید. 22- رو شناسنامه دوستتون بنویسید "باطل شد!" 23- هرکی با عجله از کنارتون رد شد داد بزنید آی دزد! 24- با دوچرخه کیف قاپی کنید. 25- با ژیان مسافرکشی کنید. 26- با تریلی وسط خیابون دستی بکشید. 27- سر کلاس با قلم نی و دوات جزوه بنویسید. 28- یه سیلی بخوابونید دهن استادتون (ببخشید جوگیر شدم اینو بی خیال شید.) 29- روز کارگر به استادتون هدیه بدید. 30- یه تیکه زغال گداخته بندارید تو یقه دوستتون. [ 2011/6/10 ] [ ] [ Batmaz Gunash ]
دختر جوان شتابان به سوی تلفن رفت و آن را برداشت صدایی لرزان با حالتی غمگین در حال گریه بود دختر گفت: الو...بفرمایید.... صدا به آهستگی گفت منم دایی دیوید و باز شروع کرد به گریه کردن. الیزابت که حالا حسابی ترسیده بود گفت: دایی جون،تو رو خدا حرف بزندید، چی شده؟
وقتی کارگاه برای بررسی علت مرگ مادر الیزابت به اونجا میاد می فهمه که مرگ مادر الیزابت به دلیل ...
جواب در ادامه مطلب ادامه مطلب [ 2011/6/10 ] [ ] [ Batmaz Gunash ]
به عکس نگاه کنید وسعی کنید شخص موجود در عکس را پیداکنید
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||